تبليغاتX
قشم- دولاب

قشم- دولاب

 

 

 

 

 

 

 جنگل دریایی حرا (HARRA) زیستگاه امن پرندگان مناطق گرمسیری

·گونه حرا که نام علمی آن به حکیم و فیلسوف ایرانی ابو علی سینا (Avicennia Marina ) نسبت داده می شود ، درختانی در اندازه های 3 تا 6 متر با شاخ و برگ سبز روشن هستند.
·حرا درختی است آب شورزی که هنگام مد آب دریا تا گلوگاه در آب فرو می رود. با خاصیت تصفیه ای که در پوست این درخت وجود دارد، بخش شیرین آب دریا را جذب و نمک آن را دفع می کند . درخت حرا در حقیقت یک کارخانه آب شیرین کن طبیعی و خدادادی است .
·در تنگه خوران ، بین جزیره قشم و بخشی از استان هرمزگان ( فاصله بین شمال جزیره قشم و بندر خمیر) جنگل دریایی حرا در گستره ای معادل 200 کیلومتر مربع پدید آمده که از تنوع زیستی بالایی برخوردار است .جنگل حرا به دلیل مساعد بودن شرایط اکولوژی ، زیستگاهی امن برای پرندگان مهاجر از مناطق گرمسیری است . پرندگانی همچون حواصیل بزرگ ، اگرت بزرگ ، اگرت ساحلی ، حواصیل هندی ، کفچه نوک تیز ، سلیم خاکستری ، گیلانشاه ، کاکائی و ....
·ناحیه جزر و مدی حرا زیستگاه مناسبی برای نرم تنان ، سخت پوستان و ماهیان پدید آورده است که منبع غذایی مهمی برای ماهیان و پرندگان وحشی هستند . ارتباط میان تولید اولیه بوم سازگان ( اکوسیسم ) حرا و تولید ماهیان ارزشمند و صدف در دیگر نواحی حاره به خوبی مشخص شده است .
·بستر مرطوب حرا، محل مناسبی برای پرورش مرغان ماهی خوار دریایی و به طور مشخص ماهی خوار دریایی سفید ( اگرات آلبا ) به وجود آورده و از میان دیگر گونه ها، مرغ باران یا آبچلیک ( کارادریده) در هنگام مهاجرت از میان این منطقه عبور می کنند . این سرزمین در زمستان زیستگاه مناسبی برای تغذیه آبچلیک ها و پلوه ها است. تعداد قابل توجهی از گونه های پرندگان اروپا –آسیایی( حدود 43 گونه ماهی خوارند) که به آفریقا مهاجرت می کنند . یکی از مسیرهای مهاجرت از جنوب ایران و از میان خلیج فارس در نقطه باریک تنگه هرمز میان جزیره قشم و جزیره ابوموسی عبور می کند . مناطق جزر و مدی حفاظت شده حرا به مثابه سرزمین استراحت و تغذیه پرندگان ماهی خوار و گونه های دیگری از پرندگان مهاجر است.
·دیدار از جنگل حرا خاطره ای به یاد ماندنی در اذهان دوستداران طبیعت ، آب ، هوا ، درخت و پرندگان و سکوت استثنایی باقی می گذارد.
qeshm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:41  توسط اسلامی  | 

در حوالى روستاى چاهو در کناره شمالى بخش غربى جزيره دو دره عمود برهم با ديواره‌هاى عمودى بلند ديده مى‌شوند که مورفولوژى شبه کارستى را نشان مى‌دهند. در کف يکى از دره‌ها که امتداد تقريباً شمالى جنوبى دارد حفره‌هاى کم‌عمق و نيمه‌عميق چاه‌مانندى وجود دارند که محل انباشت و ذخيره آب‌هاى جارى‌شده در دره‌ها بوده و مورد استفاده اهالى منطقه قرار مى‌گيرند.

ورودى دره شمالى‌جنوبى از سمت شمال عريض‌تر و کم‌شيب‌تر است و شکل کمابيش u مانندى را نشان مى‌دهد. هرچه به سمت جنوب پيش‌ مى‌رويم دره کم‌عرض‌تر شده. شيب آن افزايش مى‌يابد و در انتها به شکل V درآمده و صعب‌العبور مى‌شود. اين مشخصات نشان‌‌دهنده سيلابى بودن دره است.

ديواره‌هاى دره شيارها و خطوط فرسايشى موازى متعددى را نشان مى‌دهند که بعضاً اين شيارها عمق بيشترى پيدا کرده و فرم‌هاى قاشقى يا قيفى را به خود مى‌گيرند.

جنس ديواره‌ها عمدتاً از ماسه‌سنگ آهکى سست بوده و به‌دليل وجود ميان لايه‌هاى مارن قرمز، سيلت و آهک شاهد انحلال و فرسايش‌هاى شديد در اين بخش‌ها هستيم به‌نحوى که در تمامى طول ديواره دره حفره‌ها متعدد کوچک و بزرگ نمايان هستند. به‌نظر مى‌رسد چاه‌هاى کم‌عمق آب که مورد استفاده اهالى قرار مى‌گيرد توسط دست حفارى شده‌اند اما اين حفارى در ادامه حفرات انحلالى عميق صورت پذيرفته و درواقع کار طبيعت توسط بشر تکميل شده است. همچنين در طول دره اصلى و دره عمود بر آن کانال باريک جوى مانندى ديده مى‌شود که ظاهراً براى هدايت و انتقال آب دره‌ها به داخل چاه حفر شده است.

اين تنگه به‌دليل دارا بودن ديواره‌هاى عمودى نسبتاً مرتفع، وجود شيارها و خطوط فرسايش موازى و عميق و همچنين انواع حفره‌هاى نيمه کروى و بيضوى از زيبايى ويژه‌اى برخوردار است.

qeshm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:40  توسط اسلامی  | 

منطقه‌اى موسوم به کاسه سلخ در ساحل جنوبى، برهوتى است به طول تقريبى 7 کيلومتر و عرض تقريبى 5 کيلومتر که هيچ پوشش گياهى در آن وجود ندارد. اينجا عرصه‌اى است که گويى از حيات و عناصر حياتى بويى نبرده است. هزاران تپه کوچک و بزرگ مخروطى شکل و اشکال فرسايشى در اين عرصه به چشم مى‌خورد که در اعصار گذشته از زمين جوشيده و در همان حال سفت و بسته شده و تشکيل تپه‌ماهورهاى متداخل و گسترده‌اى را داده‌اند. در عمق اين برهوت يک چشمه شفابخش گوگرد از زمين مى‌جوشد. مجموعه اين عوامل نشان‌ مى‌دهد که در لايه‌هاى زيرين در منطقه برهوت سلخ مخازن عظيم نفت و گاز وجود دارد.

اين نقطه از قشم گرچه کمتر از ساير جاهاى جزيره بازديدکننده دارد، اما جذابيت شگرف آن مى‌تواند تفکرى عميق را براى انسان به ارمغان آورد و پناهگاه عاشقان سکوت و آرامش باشد. سکوت و آرامشى که گه‌گاه صداى بال زدن عقاب بزرگ و معروف قشم در آسمان آبى آن را مى‌شکند.

qeshm

.qeshm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:39  توسط اسلامی  | 

در بخش غربى جزيره و در حد فاصل روستا بندر سلخ (در جنوب) و روستاى طبل (در شمال)، ارتفاعات موسوم به بام قشم قرار دارد. بام قشم فلاتى نيمه مرتفع است که گسترده‌ترين بخش مرتفع جزيره را تشکيل مى‌دهد و چشم‌انداز بى‌نظيرى را مى‌توان از فراز آن شاهد بود.

بخش‌هاى مرتفع به‌طور عمده از سنگ آهک سخت ـ که شامل پوسته‌هاى صدف فراوان است ـ تشکيل شده و در دامنه‌ها و حاشيه‌هاى ارتفاعات، ماسه سنگ سست همراه با مارن و سيلت مشاهده مى‌شود که به شدت فرسايش يافته‌اند.

يکى از راه‌هاى خوب دسترسى به بام قشم از کنار روستاى طبل مى‌گذرد که از انتهاى مسير ماشين‌رو، پس از حدود 15 دقيقه پياده‌روى و صعود از دامنه‌ها مى‌توان به سطح فلات دسترسى پيدا کرد. در اينجا بقاياى يک روستاى ويران شده نيز وجود دارد که اهالى منطقه آن را کلات کشتار مى‌نامند و دليل اين نامگذارى روشن نيست. آثارى از ديوارهاى قديمى بسيار منظم، محوطه‌هاى زندگى، قطعات سنگى پرداخت شده، چند فضاى بسته نسبتاً سالم شبيه به آغل حيوانات يا انبار و ساختارى شبيه شبکه‌هاى زهکشى يا فاضلاب در اين ويرانه‌ها مشاهده مى‌شوند. همچنين قطعاتى از سفال و خشت پخته که احتمالاً مربوطه به دوران اسلامى است در ميان ويرانه‌هاى يافت مى‌شود.

نکته جالب، استفاده از سنگ آهک سخت در سازه‌هاى اين منطقه است که از همان لايه‌هاى آهکى ارتفاع فلات تأمين شده است.

منظره جنگل حرا از بالا، سواحل شمالى خليج فارس و مناظر بديع فرسايشى در جنوب فلات (که از جاذبه‌هاى اصلى ژئوپارک قشم است و آن را دره تنديس‌ها ناميده‌اند) از چشم‌اندازهايى است که مى‌تواند ساعت‌ها انسان را برفراز بام قشم به تماشا و تفکر وادار نمايد و چه بسا پا را از اين حد فراتر گذاشته و با اطراق شبانه در اين محل، ضمن استفاده از هواى ملايم آن به رصد ستارگان نيز مشغول شد.

در بام قشم، يک آب‌انبار (برکه) سنتى براى جمع‌آورى و نگه‌دارى آب باران وجود دارد و در بخشى از آن نيز انبوه درختان تنومند ديده مى‌شوند.

گفته مى‌شود در گذشته، مردم روستاهاى پيرامون بام قشم در فصل تابستان براى فرار از شرجى و گرما به اين منطقه روى آورده‌اند.

qeshm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:38  توسط اسلامی  | 

جزيره قشم از طريق تنگه کلارنس Clarence يا خورخوران از سواحل ايرانى جدا شده است. مرتفع‌ترين منطقه جزيره قشم، کيش کوه با ارتفاع تقريبى 390 متر از کوه نمک تشکيل شده است که به کوه نمکدان نيز معروف است.

 مشخصات زمين شناختى خليج فارس و جزيره قشم نشان مى‌دهد که:

خليج فارس دريايى حاشيه‌اى (Marginal) است که توسط هرمز با اقيانوس هند ارتباط مى‌يابد. از نظر زمين‌شناسى ساختمانى، خليج فارس يک چاله تکتونيکى است که به اواخر پليوسن تا پليستوسن تشکيل شده و درنتيجه تداخل چين‌خوردگى‌هاى زاگرس و چين‌خوردگى‌هاى عربى شکل امروزى را پيدا کرده است. اغلب جزاير و تپه‌ماهورهاى زيردريايى نيز در اثر بالا آمدن گنبدهاى نمکى تشکيل شده‌اند.

بررسى وضعيت زمين‌شناسى ساختمانى و جنس زمين‌هاى تشکيل‌دهنده جزيره قشم نشان مى‌دهد اين جزيره تاقديس عظيمى است که محور آن منطبق بر محور طولى جزيره مى‌باشد و به آخرين حرکات چين‌خوردگى زاگرس مربوط است. در داخل جزيره چين‌خوردگى‌هاى درهمى وجود دارد که حاکى از حرکات تکتونيکى جوان‌تر است. عملکرد گسل‌هاى فعال با امتداد شمالى‌ ـ جنوبى بالا‌ آمدن تدريجى گنبد نمکى نمکدان و حضور پادگانه‌هاى دريايى مؤيد اين نظر است.

سازند هرمز قديمى‌ترين سازند موجود در جزيره قشم است که در بخش غربى آن به‌صورت گنبد نمکى نمکدان برونزد دارد.

گنبد نمکى نمکدان تنها گنبد نمکى در جزيره قشم است که از ميان دماغه جنوب، تاقديس سلخ و دماغه شمال غربى تاقديس باسعيدو بالا آمده است و در نقشه تقريباً دايره‌اى شکل و به قطر 7 × 5/6 کيلومتر است. بام گنبد توپوگرافى نامنظم دارد و ديواره آن بسيار پرشيب است.

در بخش جنوبى گنبد نمکى نمکدان، غارهاى نمکى (Salt Caves) بسيار زيبا و شگفت‌انگيزى وجود دارند.

غار نمک در بخش جنوبى جزيره و در منتهى‌اليه غربى آن قرار گرفته است. دهانه غار رو به جنوب است و تا ژرفاى حدود 20 مترى آن با نور روز روشنايى دارد. ژرفاى غار نزديک به 100 متر، فرازاى آن بين 3 تا 10 متر و پهناى متوسط غار 5 متر است. اندازه‌هاى ذکر شده در زمان‌هاى مختلف دستخوش تغيير مى‌شود و دليل آن ميزان بارندگى، نفوذ آب و انحلال و تبلور نمک است.

شکل کل مسير غار به‌صورت يک کمان کاملاً خميده است و از حدود 30 مترى ژرفاى آن پيچش مسير به سمت چپ آغاز مى‌شود و پس از طى حدود 20 متر و رسيدن به يک فضاى نسبتاً وسيع، مجدداً پيچشى به سمت چپ صورت مى‌گيرد. اين نقطه بلندترين قسمت سقف غار است.

ديواره ورودى غار تشکيل شده است از نوارهاى رنگارنگ نمک و لايه‌هاى مختلفى از کانى‌هاى آهن‌دار ـ مانند هماتيت و اوليژيست ـ همچنين در مدخل غار آبگير يبه طول بيست متر مشاهده م‌شود که ميزان آب آن وابسته به ميزان نزولات جوى و متغير است. استلاکتيت‌ها و به ندرت استلاگميت‌هاى نمکى از اولين پيچش‌ غار قابل مشاهده هستند و به‌تدريج تعداد آنها افزايش مى‌يابد. متأسفانه تعدادى از استلاکتيت‌هاى زيباى اين غار تخريب و شکسته شده‌اند، به احتمال زياد اين کار توسط بازديدکنندگان و برخى از اهاى بومى جزيره به‌منظور تهيه نمک‌طعام با کيفيت بالا صورت گرفته است.

از نيمه غار تا انتهاى آن زيبايى غار را کف‌پوشى از نمک کريستاله دوچندان نموده است و در نزديکى ديواره‌ها، اتصال استلاکتيت‌ها و استلاگميت‌ها با يکديگر. ستون‌ها و ستونک‌هاى زيبايى را پديد آورده است.

در نزديکى دهانه غار نمکى چند دهانه ديگر نيز قابل مشاهده است که ژرفاى آنها از چند متر تجاوز نمى‌کند و پهنا و بلنداى محدودى دارند. ديواره اين قبيل حفره‌ها پوشيده از رسوبات گل‌کلمى نمک است.

چشمه نمکى مجاور غار نمکى، حاصل نفوذ آب‌هاى سطحى مربوط به بارندگى به داخل مجرا‌ها و کانال‌هاى گنبد نمکى نمکدان است. اين آب‌ها پس از نفوذ به داخل گنبد و حل‌کردن مقادير زياد نمک و ديگر مواد قابل انحلال، به شکل چشمه ظاهر مى‌شوند. آب اين چشمه محلول فوق اشباع نمک است و به‌همين دليل رسوب‌گذارى و تبلور نمک در حاشيه مسير اين چشمه به‌ وفور مشاهده مى‌شود و حاصل آن را مى‌توان به‌صورت نوارى سفيد رنگ از دوردست مشاهده نمود. در بستر سرخ‌رنگ اين چشمه، رسوبات گل‌ اخرا مشاهده مى‌شود که حاوى ترکيبات اکسيد آهن به‌خصوص هماتيت است. در اين ناحيه شکل‌هاى بسيار زيبايى از نمک قابل مشاهده است، از جمله:

پليگون‌هاى نمک (با قطر 30 سانتى‌متر تا يک متر)،

تيغه‌هاى نمکى بسيار تيز و برنده،

شکل‌هاى گل‌کلمى و قلوه‌اى، رشته‌هاى ذره‌بينى؛

بلورهاى خودشکل نمک

از دل کوه نمکدان و از ميان غار يک جريان آب زيرزمينى دائمى مى‌جوشد و راه خود را به خارج مى‌گشايد که پس از حل کردن نمک در مسير حرکت خود، به‌صورت چشمه‌ در دامنه کوه ظاهر مى‌شود و در گودال مقابل خود حوضچه‌اى طبيعى به‌وجود مى‌آورد. منظره اين حوضچه از دور همچون سطح وسيعى انباشته از برف زمستانى ديدنى است. اين چشمه در تمام فصل‌هاى سال جريان دارد.

نمک موجود در غار کوه نمکدان از بهترين نوع نمک سر سفره شناخته شده و در ترکيب آن عناصر ديگرى (همچون منيزيم) وجود دارد. به‌همين دليل مى‌تواند به‌عنوان نمک طبى به‌ويژه براى مصرف ورزشکاران حرفه‌اى ـ استخراج و به‌صورت کپسول مصرف شود.

نظير غار نمک جزيره قشم در کمتر نقطه‌اى از ايران و جهان ديده شده است. تحقيقاتى که اخيراً بر روى فضاى داخلى غار نمکدان انجام شده نشان مى‌دهد که اين غار داراى قابليت ويژه‌اى است که باقى‌ماندن و تنفس در آنها مى‌تواند به بهبود بيماران مبتلا به آسم و ناراحتى‌هاى تنفسى کمک کند. اما تحقيقات انجام شده اخير، حقايق تازه‌اى را بازگو مى‌کند.

در بهار سال 1384، يک گروه دانشمند زمين‌شناس از کشور چک، به همران استادان بخش زمين‌شناسى دانشگاه شيراز وارد جزيره قشم شدند تا مطالعات خود را در زمينه‌هايى چون تعيين نرخ فرسايش، زمان بالا‌آمدن کوه نمک و سن‌يابى گنبد نمکى جزيره قشم به‌ اجرا درآوردند. دکتر پرژى بوروتانز به همران 4 پژوهشگر دانشگاه چارلز پراگ (کشور چک) پس از بررسى‌هاى اوليه غار نمک جزيره قشم در اظهارنظرى گفت: ”از اين غار، حدود 5100 متر آن شناسايى شده و با همين طول مى‌توان گفت که به‌عنوان دومين غار بزرگ نمک جهان قطعيت دارد. با ادامه تحقيقات در آينده، شايد بتوان به اين نتيجه رسيد که اولين و بزرگ‌ترين غار نمک جهان باشد.“

 يک سال بعد، با شناسايى بقيه مسير، معلوم شد که غار نمک قشم حدود 6400 متر درازا دارد و به اين ترتيب طولانى‌ترين غار نمک جهان به‌شمار مى‌رود.

qeshm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:37  توسط اسلامی  | 

قشم چهار جزيره کوچک‌تر هنگام، لارک، هرمز و ناز را در تنگه استراتژيک هرمز در مجاورت خود دارد.

ـ جزيره هنگام: اين جزيره 6/33 کيلومتر مربع مساحت دارد و به شکل مخروطى ناقصى است که در کرانه‌هاى جنوبى جزيره قشم روبه‌روى شيب دراز واقع شده است. فاصله آن تا شهر قشم حدود 92 مايل دريايى است. اين جزيره ارتفاعات پست آهکى دارد و بلندترين نقطه آن کوه ناکس است. بزرگ‌ترين قطر آن از روستاى هنگام کهنه تا روستاى هنگام جديد 9 کيلومتر است.

تنها فعاليت اقتصادى در جزيره هنگام که اکثر اهالى به آن مشغولند ماهيگيرى و صيادى است. از نقاط ديدنى جزيره سواحل جنوبى آن است که حفره‌هاى کوچک و بزرگ دارد و تأسيسات بندرى انگليسى‌ها است.

ـ جزيره لارک: اين جزيره با 7/84 کيلومتر مربع مساحت در فاصله 81 کيلومتر مربع مساحت در فاصله 81 مايلى دريايى از بندرعباس و 6 مايل دريايى از شهر قشم و در جنوب شرقى اين شهر در تنگه هرمز قرار دارد. جزيره لارک از کوه‌هاى آتشفشانى مخروطى شکل تشکيل شده است. چند چشمه نمک و سواحل بسيار زيبا از جمله ديدنى‌هاى جزيره لارک است.

در اين جزيره فعاليت کشاورزى وجود ندارد و تنها فعاليت اقتصادى اکثر اهالى لارک، صيد و غواصى است. آب برکه‌ها و چاه‌هاى آن نيز مورد استفاده قرار مى‌گيرد.

ـ جزيره هرمز: اين جزيره مانند صدفى با 9/14 کيلومتر مربع وسعت در فاصله 10 مايلى جنوب شرقى بندرعباس و درميان آب‌هاى خليج فارس قرار گرفته است.

سطح جزيره هرمز را طبقات سازند‌هاى رسوبى و آتشفشانى تشکيل داده است و طبقات نمکى نيز به صورت تپه‌هايى، قسمت اعظم جزيره را پوشانده‌اند و اکثراً از جنس نمک طعام هستند. بلندترين نقطه آن 186 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و بزرگ‌ترين قطر آن 8 کيلومتر است. به‌دليل بارش اندک جوى و نمکى بودن خاک و شور بودن آب، مرتع و گياه در جزيره هرمز اندک است.

استخراج و صدور خاک سرخ جزيره هرمز از مهم‌ترين منابع درآمد اهالى است. نمک آبى و سنگ لاشه از ديگر معادن اين جزيره به‌شمار مى‌رود.

جزيره‌ ناز: اين جزيره کوچک در نزديکى سواحل شرقى قشم‌ قرار گرفته و از ساحل در حدود يک کيلومتر فاصله دارد. وسعت جزيره ناز تقريباً سه‌ هکتار است. اين جزيره فاقد ساحل شنى است و ديواره‌هاى صخره‌اى به ارتفاع پنج تا ده متر اطراف آن را فراگرفته است. روى اين جزيره کاملاً مسطح است. در زمان جزر با پس‌روى کامل آب دريا، براى مدت کوتاهى، باريکه‌اى از خشکى جزيره ناز را به ساحل قشم وصل مى‌کند.

در اين جزيره کسى سکونت ندارد. ماهيگيران محلى چند سايبان و مکان استراحت از چوب و پلاستيک به‌صورت موقت احداث کرده‌اند. روبه‌روى جزيره ناز در قشم ساحل شنى قرار دارد که مکان مناسبى براى تغذيه پرندگان دريايى و ماهيگيران بومى است. در سراسر فصول سال بازديدکنندگان بسيارى به‌ويژه هنگام غروب از اين محل بازديد مى‌کنند.

غارهاى خربس: اين غارها در فاصله ده‌کيلومترى شهر قشم و مشرف بر ساحل جنوبى جزيره قرار دارند. با توجه به جنس ديواره‌ها که عمدتاً از مارن و سيلت هستند فرسايش تأثير زيادى بر آنها داشته و به‌نظر مى‌رسد حفراتى که آنها را غار مى‌نامند در ابتدا در اثر عمل امواج به‌وجود آمده (در زمان مجاورت اين ديواره‌ها با دريا) و اندازه‌هاى محدودى داشته‌اند و سپس توسط مردم بومى عميق‌تر و بزرگ‌تر شده‌اند. نرمى جنس ديواره‌ها باعث شده که کار حفر آنها به سهولت انجام پذيرد و احتمالاً پناهگاهى براى مردم آن زمان به‌وجود بيايد. برخى از اين غارها با دالان‌هايى به هم مى‌رسند. در ديواره‌هاى داخلى و خارجى پوسته‌هاى دو کفه‌اى‌هاى مختلف به وفور يافت مى‌شود.

qeshm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:36  توسط اسلامی  | 

روستاى برکه خلف در فاصله‌ پنج کيلومترى از ساحل جنوبى جزيره قرار گرفته است. در شمال اين روستا يکى از زيباترين جلوه‌هاى فرسايش در جزيره قابل مشاهده است. اهالى منطقه به اين روستا استاره کفته (گاهى هم استار افتيده) مى‌گويند. اما، نام دره ستاره‌ها براى اين پديده کم‌نظير زمين‌شناسى جاافتاده است.

به دليل شکل ويژه اين دره و انواع حجم‌ها و پديده‌هاى فرسايش موجود در آن وزش بادهاى تند و گردش هوا در لابه‌لاى ستون‌ها و حفره‌هاى موجود در دره توليد صدا مى‌کند و به دليل اين صداها است که اهالى معتقدند با تاريک شدن هوا اين دره محل آمد و شد ارواح و اجنه است و بنابراين از ورود به آب در شب خوددارى مى‌کنند.

دره ستاره‌ها در واقع يک ناحيه فرسايش يافته توسط آب‌هاى سطحى، رگبارهاى فصلى و تندبادها است. فلات اوليه که هنوز در بخش شمالى به‌صورت کم و بيش دست نخورده باقى مانده، در ارتفاع بين 7 تا 15 مترى از کف دره قرار دارد و جنس آن ماسه سنگ با سيمان آهکى سست و پر از پوسته‌هاى فسيلى است. مخروط‌هاى نوک‌تيز، ستون‌نها و ستونک‌هاى فرسايشى، آرک‌ها و تيغه‌ها و ديواره‌هاى نوارى از جمله بخش‌هايى هستند که در اين دره مشاهده مى‌شوند.

به دليل سست بودن جنس لايه‌ها، مى‌توان انتظار داشت که پس از هر بارندگى شديد (که به ندرت اتفاق مى‌افتد) تغييرات محسوسى در مورفولوژى دره صورت پذيرد.

qeshm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:35  توسط اسلامی  |